درست است که همه چیز به هم ربط دارد و به قول مظفرالدین شاه باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید ولی گاهی ادم از همه دنیاها خسته می شود و به دنیایی پناه می برد. گاهی هم یرخی از دنیاها زیبایی و سادگی و اثرشان تمام نمی شود؛ کم نمی شود.
دنیاهایی مثل دنیای ریاضی؛ هنراز همه نوعش؛ تاریخ؛ ادبیات ودر این بین دیدن برخی دنیاها مثل دنیای ریاضی عبرت انگیز است. آدم تاسف می خورد که هزار سال ما زندگی کرده ایم به جز شعری نه چیزی توانسته ایم بگوییم و نه گفته ایم. دلیل و بهانه مان هم این بوده است که:
حجاب چهره جانان می شود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم
چنین قفس نه سزای چومن خوش الحان نیست روم به گلشت رضوان که مرغ ان چمنم
دنیای ,دنیاها ,ایم ,هم ,مثل ,چهره ,همه چیزمان ,مثل دنیای ,می شود ,و به ,است که

درباره این سایت