کریتر؛ تنستر؛ ارداویراف و آذرپاد چهار معمار بزرگ آیین رسمی زرتشتی دوران ساسانی هستند. ماموریت هر یک از آنها منتهی به قوام و دوام آیین زرتشت می شد. خلاصه دین گذاری ایشان مطلبی شد که تا صدها سال پس از اسلام و در رگه های تشیع؛ تصوف وو حتا در آثار غیر دینی مانند شاهنامه فردوسی نمود داشت. این نمود در ایرانیان دین باوری و علم ناباوری است. این رگه اندیشه ای به روش های مختلف، از سمت کسان مختلف و براثر حوادث مکرر تشدید و تقویت شده است تا به امروز رسیده ایم.
سید جواد طباطبایی در بین نویسندگان و روشنفکران کنونی براستی پدیده ایست شگرف. درستگو؛ دشوار نویس با رگه های اصیل ایدیولوژیک و فکری. من شخصا بیشتر خوانش های اورا می پسندم. از نظریات خاصش درخصوص تفاوت بنیادین تاریخ اسلام و مسیحیت تا تفاوت مسیر تجدد در غرب با مسیر تجدد در شرق و ایران. و اینک خوانش او در خصوص سنت و نهاد اجتماعی ت. بگذریم که او نیز چون من جستجو ارای غیر ادبی در اشعار فردوسی است و این نفر وانگهیست بر دیگر نفرات!
او به درستی از زمان صدر اسلام تا کنون پدیده سنت را اصلی ترین موضوع دور شدن ما تجدد و نپیوستن ما به خیل تجدد غرب و نساختن تجددی در خور و اقتضای خودمان می داند.
من خواب دیدهام که کسی میآید شعر معروف فروغ است. دراین شعر مانند شعر حضرت عباس از معدود شعرهای فروغ است که از امامان شیعه و شخصیتهای دینی در آن نام برده می شود. اما موضوع این نیست. موضوع این است که در این شعر فروغ از عرش تا فرش را نام می برد و صحیت از همه جا و همه کس می کند تا بگوید که یکی منتظر امدن کسی است!
فرض ایرانی ها در مذاکره این است که طرف مقابل اساسا دشمن است. در این راستا آنها تلاش خواهند کرد منافع فوری و ملموس خود را به حداکثر برسانند. تلاش برای رسیدن به حسن نیت، صرفا برای خود حسن نیت، هدر دادن وقت است. هدف اصلی در هر زمانی باید رساندن طرف ایرانی به درک متقابل بودن اقدامات باشد، آنها باید درک کند که مسئله قدم در برابر قدم برای دو طرف مطرح است منبع سایت انتخاب
درست است که همه چیز به هم ربط دارد و به قول مظفرالدین شاه باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید ولی گاهی ادم از همه دنیاها خسته می شود و به دنیایی پناه می برد. گاهی هم یرخی از دنیاها زیبایی و سادگی و اثرشان تمام نمی شود؛ کم نمی شود.
دنیاهایی مثل دنیای ریاضی؛ هنراز همه نوعش؛ تاریخ؛ ادبیات ودر این بین دیدن برخی دنیاها مثل دنیای ریاضی عبرت انگیز است. آدم تاسف می خورد که هزار سال ما زندگی کرده ایم به جز شعری نه چیزی توانسته ایم بگوییم و نه گفته ایم. دلیل و بهانه مان هم این بوده است که:
حجاب چهره جانان می شود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم
چنین قفس نه سزای چومن خوش الحان نیست روم به گلشت رضوان که مرغ ان چمنم
معمای سه گوش استرا-استقلال-هوادار مانند خیلی از مسایل جامعه ایران معنای خطرناکی دارد. ای کاش ته مانده عاقل نظام به این موضوع دقت کنند که واقعا معنای اعتماد چیست و بی اعتنادی چقدر خطر ناک است!
امروز در عالم ت می توان تصور کرد مکرون؛ ترامپ و آبه همان استرا ماچونی باشگاه استقلال هستند. با شگاه استقلال همان ایران است و مردم ایران همان هوادار استقلال هستند.
درباره این سایت